بایگانی ماه اردیبهشت, 1397

دنیای امروز دنیای استارتاپ‌هاست. کسب‌وکارهای نوپا هر روز در گوشه‌ای از جهان شکل می‌گیرند و محصولات و خدمات‌شان را به بازار عرضه می‌کنند. اما واقعا چند درصد از این استارتاپ‌ها می‌توانند از مرحله‌ی اولیه گذر کنند و در بازار رقابتی امروز به فعالیت خود ادامه بدهند؟

واقعیت این است که تعداد استارتاپ‌هایی که در مسیر خود با شکست مواجه می‌شوند بسیار زیاد است. براساس آمار، ۵۰٪ استارتاپ‌ها در ۵ سال اول و ۷۰٪ آنها در ۱۰ سال اولِ فعالیت خود شکست خواهند خورد. مطالعات دیگری میزان شکست استارتاپ‌ها را تا ۹۰٪ و مطالعه‌ی دیگری تا ۷۵٪ اعلام کرده‌اند. ظاهرا تعداد واقعی چیزی بین این دو مقدار است. اما دلایل اصلی شکست استارتاپ‌ها چیست و چرا این آمار تا این اندازه بالاست؟

بسیاری از افرادی که کسب‌وکار جدیدی راه‌اندازی می‌کنند، در ابتدای کار انرژی و سرمایه دارند و هرگز به این فکر نمی‌کنند که اولِ راه هستند و ممکن است موانع زیادی در مسیرِ پیش‌رو وجود داشته باشد. شکست درواقع نوعی فرصت برای یادگیری است، اما می‌توان با استراتژی درست و با استفاده از روش‌های کارآمد از پیامدهای شکستِ جبران‌ناپذیر جلوگیری کرد. در این مطلب، ابتدا به بررسی دلایل اصلی شکست استارتاپ‌ها براساس مطالعات و آمار واقعی خواهیم پرداخت و سپس برای هر یک راهکاری پیشنهادی ارائه می‌کنیم.

حتما بخوانید:

 

۱. بی‌نیازی بازار

به‌جرئت می‌توان گفت این مشکل بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین دلیل شکست استارتاپ‌هاست. براساس آمار اعلام‌شده از استاتیستا، ۴۲٪ از استارتاپ‌ها به این دلیل با شکست مواجه می‌شوند که محصول یا خدماتی ارائه می‌کنند که بازار به آنها نیاز ندارد. بسیاری از افراد برای مشکل راه‌حلی پیدا و براساس آن کسب‌وکاری را راه‌اندازی می‌کنند، اما پس از مدت کوتاهی متوجه می‌شوند که محصول یا خدمات‌شان به‌درد کسی نمی‌خورد. توجه به نیاز بازار قبل از راه‌اندازی یک استارتاپ از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر ایده‌ای برای راه‌اندازی یک استارتاپ دارید، ابتدا درمورد بازار آن تحقیق کنید. با اطرافیان و مردم درباره‌ی این استارتاپ صحبت کنید. شاید این موضوع که دغدغه‌ی شماست، برای دیگران اصلا مسئله‌ی مهمی نباشد. شاید حتی محصولات یا خدمات بهتر و باکیفیت‌تری برای رفع این نیاز در بازار وجود داشته باشد. این احتمال هم وجود دارد که هنوز بازار آمادگی پذیرش این محصول را نداشته باشد.

۲. مشکلات مالی

آمار نشان می‌دهد ۲۹٪ از استارتاپ‌ها به‌دلیلِ مشکلات مالی و اتمام نقدینگی‌شان با شکست روبه‌رو می‌شوند. بسیاری از کسب‌وکارهای نوپا اطلاعات و تجربه‌ی کافی درباره‌ی مدیریت مسائل مالی، قوانین مالیاتی و نظایر آنها ندارند و حتی اگر با سرمایه‌ی کافی شروع به کار کرده باشند، هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانند هزینه‌های کسب‌وکارشان را تأمین کنند. از سوی دیگر، ازآنجاکه بیشتر استارتاپ‌ها از پسِ دستمزد مشاوران مالی و حسابداران برنمی‌آیند، خودشان دست‌به‌کار می‌شوند و بنابراین تمام توجه و تمرکزشان را روی حل این مشکلات می‌گذارند، اما به‌دلیل بی‌تجربگی، درنهایت از انجام کارهای اصلی استارتاپ‌شان مانند بررسی مدل کسب‌وکار، مدیریت تیم و نظایر آنها باز می‌مانند.

از همان ابتدای راه‌اندازیِ استارتاپ باید به فکر مدیریت مالی و استفاده‌ی بهینه از نقدینگی‌تان باشید. در غیر این‌صورت مجبور خواهید شد برای رفع مشکلات مالی دارایی‌های شرکت‌تان را بفروشید و بنابراین به‌زودی کسب‌وکارتان منحل خواهد شد. اگر بودجه‌ی کافی برای استخدام مشاور مالی ندارید، می‌توانید از برون‌سپاری حسابداری بهره گیرید و امور مالی استارتاپ‌تان را به شرکت‌هایی که خدمات حسابداری، مشاور مالی و مشاوره‌ مالیاتی را با هزینه‌ی کمتر ارائه می‌دهند بسپارید. اگر خیال‌تان از بابت مسائل مالی راحت باشد بهتر می‌توانید به امور اصلی کسب‌وکارتان رسیدگی کنید. از مشکلات مالیاتی در ایران نیز غافل نشوید، چراکه ناآگاهی از قوانین ریزودرشت کسب‌وکار و قوانین مالیاتی همواره یکی از پررنگ‌ترین دلایل ازدست رفتن سرمایه و زمین خوردن استارتاپ‌ها بوده است.

۳. انتخاب نادرست اعضای تیم

٪۲۳ از استارتاپ‌ها به‌دلیل انتخاب نادرست اعضای تیم‌شان با شکست مواجه می‌شوند. برای موفقیت هر استارتاپ وجود تیمی هماهنگ که اعضای آن مهارت‌های مختلفی داشته باشند ضروری است. اعضای تیم باید به‌درستی انتخاب شوند و همه در راستای هدف اصلی تلاش کنند. درصورتی‌که استارتاپ با بیش از یک بنیان‌گذار راه‌اندازی شده است، این هماهنگی و هم‌فکری باید بین آنها نیز وجود داشته باشد. زیرا بسیاری از استارتاپ‌ها به‌دلیل ناهماهنگی و وجود نظرات متضاد بین بنیان‌گذاران با شکست مواجه شده‌اند.

۴. ناتوانی در برابر رقیبان

٪۱۹ از استارتاپ‌ها به‌دلیل نداشتن شناخت کافی از رقیبان و ناتوانی در رقابت با آنها شکست می‌خورند. این استارتاپ‌ها تصور می‌کنند محصولات یا خدمات آنها منحصربه‌فرد است و مشابه آنها در بازار وجود ندارد. درحالی‌که امروزه به‌سختی می‌توان محصول یا خدماتی را یافت که حتی یک رقیب در بازار نداشته باشد. بنابراین این تفکر را از خودتان دور کنید که شما تنها کسی هستید که این محصول یا خدمات را ارائه کرده‌اید؛ حتی اگر اولین باشید آخرین نخواهید بود. از وجود رقیبان ناراحت نباشید و آنها را نادیده نگیرید. درعوض سعی کنید محصولات و خدمات باکیفیت‌تری نسبت‌به آنها ارائه بدهید. نکته‌ی مهم دیگر این است که تصور نکنید رقیبان شما فقط استارتاپ‌ها هستند، گاهی ممکن است یک شرکت یا کسب‌وکار بزرگ و معتبر در برابر شما قرار گرفته باشد.

۵. نداشتن تجربه‌ی کافی در قیمت‌گذاری

براساس آمار، حدود ۱۸٪ از استارتاپ‌ها به این دلیل که از روش‌های صحیح قیمت‌گذاری روی محصول یا خدمات‌شان آگاهی ندارند با شکست مواجه می‌شوند. آنها تصور می‌کنند تغییر قیمت‌ها در بازار همواره به‌صورت خطی پیشرفت می‌کند. نوسانات قیمت در بازار امری کاملا طبیعی است، اما اگر ندانید چگونه باید محصول‌تان را قیمت‌گذاری کنید باید درِ کسب‌وکارتان را تخته کنید. بهترین روش این است که ابتدا محصول یا خدمات‌تان را با قیمتی اولیه و متناسب با هزینه‌های آن به بازار عرضه کنید. سپس منتظر بمانید تا ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد. برخی افراد تصور می‌کنند اگر محصول یا خدمات‌شان با استقبال روبه‌رو شده است، باید قیمت آن را افزایش دهند و بالعکس، اگر کسی طالب محصول یا خدمات‌شان نیست باید قیمت آن را پایین بیاورند. این کاملا نادرست است. به این فکر کنید که اگر محصول‌تان را با قیمت متوسط (نه‌چندان گران و نه‌چندان ارزان) به بازار عرضه کنید، هزینه‌های شرکت تأمین خواهد شد یا خیر. متأسفانه بسیاری از استارتاپ‌ها قادر به برقراری این تعادل نیستند. برای قیمت‌گذاری صحیح، ابتدا باید مشتریان، محصول و بازار آن را به‌خوبی بشناسید و نیز به قیمت محصولات یا خدمات رقیبان نیز توجه کافی داشته باشید.

۶. محصول بی‌کیفیت

گاهی‌اوقات از ایده‌ای بسیار ناب، استارتاپی فوق‌العاده شکل می‌گیرد؛ اما محصول ارائه‌شده آن‌قدر بی‌کیفیت است که به شکست استارتاپ می‌انجامد. براساس آمار، ۱۷٪ از استارتاپ‌ها به‌دلیل کوتاهی بنیان‌گذاران‌شان درباره‌ی کیفیت محصول با شکست مواجه می‌شوند. این افراد اصلا نمی‌دانند چه می‌کنند و احتمالا قبل از ورود به حوزه‌ی فعالیت‌شان به‌اندازه‌ی کافی با آن آشنایی ندارند. بهتر است قبل از نهایی کردن محصول و عرضه‌ی اولیه‌ی آن به بازار از کیفیت آن اطمینان یابید تا به وجهه‌ی برندتان خدشه‌ای وارد نشود.

۷. توجه نداشتن به مدل کسب‌وکار

هیچ کسب‌وکاری بدون طرح و برنامه قادر به ادامه‌ی فعالیت نخواهد بود. درواقع، ۱۷٪ از استارتاپ‌ها به‌دلیل نداشتن مدل کسب‌وکار تعطیل می‌شوند. مدل کسب‌وکار حتما باید قبل از راه‌اندازی استارتاپ تعیین شود. با داشتن طرح و برنامه‌ریزی می‌توانید بر اهداف کسب‌وکارتان تمرکز کنید. برای برنامه‌ریزی به‌اندازه‌ی کافی زمان بگذارید و شواهد عینی را بررسی کنید تا ببینید مدل کسب‌وکارتان اجرایی هست یا فقط در حد تئوری باقی می‌ماند.

مدل کسب‌وکار به شما اطلاعاتی راجع‌به زمینه‌ی فعالیت و اهداف‌تان، تحلیل مخاطبان هدف و حتی جریان نقدی کسب‌وکارتان ارائه می‌دهد. از ابزاری به‌نام بوم کسب‌وکار استفاده کنید تا درک بهتری از مدل کسب‌وکار خود پیدا کنید. پس از برنامه‌ریزی می‌توانید کسب‌وکارتان را توسعه دهید.

۸. بازاریابی ضعیف

برخی از استارتاپ‌ها براساس ایده‌ای ناب شکل می‌گیرند و محصول/خدمات‌شان هم بسیار باکیفیت است، اما به‌دلیل نداشتن مشتری با شکست مواجه می‌شوند؛ دلیلش این است که کسی از محصول خوب آنها اطلاع ندارد. در این بین حتی ممکن است افراد زیادی هم از محصولات یا خدمات ارائه‌شده آگاه شوند، اما اگر آنها جزو مشتریان هدف آن شرکت نباشند، فرآیند بازاریابی اثربخشی لازم را نخواهد داشت. آمار نشان می‌دهد ۱۴% استارتاپ‌ها به‌دلیلِ بازاریابی ضعیف به موفقیت نمی‌رسند. بازاریابی را به‌هیچ‌وجه نادیده نگیرید، حتی وقتی بهترین‌ها را ارائه می‌کنید.

حتما بخوانید:

۹. بی‌توجهی به بازخوردهای مشتریان

یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت استارتاپ‌ها از شروع یک ایده تا تولید محصول و بررسی آن، اهمیت دادن به بازخوردهای کاربران و مشتریان است. ۱۴٪ استارتاپ‌ها به این دلیل شکست می‌خورند که بنیان‌گذاران آنها دیدگاه‌های مشتریان را بررسی نمی‌کنند و بنابراین از نقاط قوت و ضعف‌شان آگاه نمی‌شوند. گاهی‌اوقات یک ضعف کوچک ازنظر مشتری درنهایت به نابودی استارتاپ منجر می‌شود. در این میان برخی استارتاپ‌ها هم هستند که با توجه به بازخورد مشتریان‌شان و تغییرات ضروری و سریع در محصول توانسته‌اند علاوه‌ بر جلب رضایت مشتریان فعلی بازار خود را توسعه دهند.

۱۰. ارائه‌ی محصول در زمان نامناسب

برخی از استارتاپ‌ها زودتر از پیشرفت تکنولوژی موردنیازشان راه‌اندازی می‌شوند و ازآنجاکه بازاری برای آنها وجود ندارد با شکست مواجه خواهند شد. دسته‌ی دیگر آن‌قدر دیر شروع به کار می‌کنند که یا بازار اشباع می‌شود یا تکنولوژی پیشرفته‌تری جای آن را می‌گیرد. بنابراین راه‌اندازی استارتاپ در زمان مناسب بسیار اهمیت دارد. براساس آمار، ۱۳٪ از استارتاپ‌ها فقط به‌دلیل راه‌اندازی در زمان نامناسب از دور خارج شده‌اند.

۱۱. از دست دادن تمرکز

یکی دیگر از دلایل شکست استارتاپ‌ها که حدود ۱۳٪ از آنها را در برمی‌گیرد، ازدست دادن تمرکز است. راه‌اندازی یک استارتاپ علاوه بر زمان، تلاش و پول به تمرکز کافی بر اهداف اصلی کسب‌وکار نیاز دارد. بسیاری از استارتاپ‌ها به‌دلیل کاهش تمرکز بنیان‌گذاران و پراکندگی پروژه‌ها، از مسیر اصلی هدف‌شان منحرف می‌شوند.

در این بین برخی استارتاپ‌ها می‌توانند بخش‌هایی از کسب‌وکار را که به شکل‌گیری هسته‌ی اصلی آن مربوط نیست، برون‌سپاری کنند. شرکت‌های کوچک و متوسط در سرتاسر جهان و بسته‌به نوع کسب‌وکارشان مواردی نظیر بازاریابی محتوایی و مدیریت بلاگ، مدیریت سایت، مدیریت موجودی، مدیریت مالی و… را به شرکت‌های باتجربه می‌سپارند و با خیال راحت به چالش‌های کسب‌وکار جدیدشان رسیدگی می‌کنند.

۱۲. ناهماهنگی تیم با سرمایه‌گذاران

بسیاری از بنیان‌گذاران استارتاپ‌ها پس از مطرح‌کردن ایده‌شان و گردآوری تیمی مناسب، شروع به کار می‌کنند و همه‌چیز به‌نظر عالی پیش می‌رود. اما پس از مدت کوتاهی استارتاپ شکست می‌خورد. یکی از دلایل این شکست که ۱۳٪ از استارتاپ‌ها را درگیر می‌کند، ناهماهنگی و اختلافات بین بنیان‌گذاران، سرمایه‌گذاران و اعضای تیم است که قبل از شروع کار وجود نداشت. تیم استارتاپی و سرمایه‌گذار باید بکوشند تا زبان واحدی برای هماهنگی‌ها و پیگیری‌ها تعریف کنند و سرمایه‌گذار هم به‌نوعی توجیه شود که در محیط‌های استارتاپی ممکن است سودآوری کمی از برنامه عقب بیفتد. تهیه گزارش‌های مالی به‌شکل درست می‌تواند به‌صورت مستمر سرمایه‌گذار را در جریان وضعیت قرار دهد.

۱۳. تغییر ندادن مسیر نادرست

گاهی بنیان‌گذاران پس از تولید و بررسی محصول مشاهده می‌کنند که این محصول خوب نیست و یا بازار مناسبی برای آن وجود ندارد. اگر در این شرایط تغییر مسیر با درایت کافی انجام شود می‌تواند استارتاپ را نجات دهد، اما در ۱۰٪ موارد ممکن است یکی از دلایل فوق باعث شکست شود.

۱۴. کاهش اشتیاق بنیان‌گذاران

بسیاری از استارتاپ‌ها در ابتدای کار با اشتیاق راه‌اندازی می‌شوند، اما پس از مدتی علاقه‌ی بنیان‌گذاران برای ادامه‌ی کار فروکش می‌کند. براساس آمار، ۹٪ از استارتاپ‌ها به‌دلیل بی‌علاقگی بنیان‌گذاران به حوزه‌ی فعالیت‌شان یا شناخت ناکافی از آن، شکست می‌خورند. با درگیری کردن سرمایه‌گذار تا حدی معقول و در جریان قرار دادن او در کسب موفقیت‌های کوچک و بزرگ انگیزه او را حفظ کنید.

حتما بخوانید:

۱۵. راه‌اندازی استارتاپ در موقعیت جغرافیایی نامناسب

مکان راه‌اندازی استارتاپ یکی از عوامل مهم موفقیت آن است؛ به‌طوری‌که آمار نشان می‌دهد ۹٪ استارتاپ‌ها به‌دلیل نامتناسب بین مفهوم استارتاپ و مکان راه‌اندازی آن دچار مشکل می‌شوند. علاوه‌براین، استارتاپ‌هایی که با تیم‌های دورکار راه‌اندازی می‌شوند، باید راه‌های ارتباطی مؤثر با آنها برقرار کنند. در غیر این‌صورت، فقدان کار تیمی و بی‌برنامگی منجربه شکست استارتاپ خواهد شد. ابزارهای جدید برگزاری جلسات، برنامه‌ریزی، زمان‌بندی و مدیریت آنلاین پروژه‌ها را امتحان کنید و به بهترین‌نحو در کسب‌وکارتان به‌کار گیرید.

۱۶. بی‌علاقگی سرمایه‌گذار

پیش‌از این، درباره‌ی مشکلات مالی که سر راهِ استارتاپ‌ها قرار دارد صحبت کردیم. به‌جز تمام‌شدن نقدینگی، بی‌علاقه‌ی سرمایه‌گذاران و ناتوانی بنیان‌گذاران در جذب آنها نیز از دلایل مهم شکست ۸٪ از استارتاپ‌ها به‌شمار می‌رود.

۱۷. مسائل حقوقی و قانونی

گاهی استارتاپی براساس ایده‌ای ساده شکل می‌گیرد، اما پس از مدتی با مسائل قانونی بسیار پیچیده مواجه می‌شود. مشکلات قانونی در مسیر کسب‌وکارهای نوپا که تجربه‌ی چندانی هم ندارند موانع زیادی ایجاد می‌کنند که در ۸٪ موارد، آنها را از ادامه‌ی فعالیت بازمی‌دارند. مشکلات قانونی از ثبت شرکت، برند و محصول گرفته تا مشکلات مالیاتی، خط قرمز‌های اجتماعی، محیط‌زیست و غیره را شامل می‌شوند. تمامی موارد را ریزبه‌ریز بررسی کنید و کوچک‌ترین نکات را از قلم نیندازید، چون دیر یا زود دردسرش گریبا‌ن‌گیرتان می‌شود.

۱۸. نداشتن شبکه‌ی ارتباطی و مشاور

آمار نشان می‌دهد یکی از دلایلی که به‌موجب آن ۸٪ استارتاپ‌ها شکست می‌خورند، این است که بنیان‌گذاران‌شان از شبکه‌های ارتباطی خودشان با سرمایه‌گذاران درست استفاده نمی‌کنند و تمایل ندارند از آنها کمک بخواهند. بهتر است سرمایه‌گذاران را از ابتدا در جریان امور قرار دهید، زیرا آنها می‌توانند به شما کمک کنند. اگر سرمایه‌گذارتان نمی‌تواند در این زمینه کمکی کند، از مشاوران و توسعه‌دهندگان کسب‌وکارها کمک بگیرید.

۱۹. خستگی

معمولا شروع کسب‌وکاری جدید با انرژی زیادی همراه است؛ به‌طوری‌که بنیان‌گذاران نمی‌توانند بین کار و زندگی‌شان تعادل برقرار کنند و به‌همین‌دلیل خسته می‌شوند. این موضوع یکی از دلایل مهم شکست ۸٪ از استارتاپ‌هاست. به‌موقع دست از کار بکشید و پس از استراحت، تلاش‌هایتان را از سر بگیرید. راه‌اندازی کسب‌وکار به‌اندازه‌ی کافی ذهن شما را درگیر و زمان‌تان را می‌گیرید. برخی از مسئولیت‌هایتان را به اعضای تیم مطمئنی که گرد آورده‌اید یا تیم‌های مورداطمینان بیرونی بسپارید.

۲۰. تغییر ندادن مسیر در مواقع ضروری

بسیاری از بنیان‌گذاران با اینکه می‌دانند به بن‌بست رسیده‌اند، حاضر به تغییر مسیر یا استراتژی نیستند. چسبیدن به یک ایده‌ی بد یا یک بازار بد، نه‌تنها موجب اتلاف منابع و پول می‌شود، بلکه به‌دلیلِ پیشرفت نکردن کار سبب ناامیدی کارکنان می‌شود. ۷٪ از استارتاپ‌ها به‌دلیل این اشتباه بزرگ با شکست مواجه می‌شوند. اگر مسیرتان اشتباه بوده، غرورتان را کنار بگذارید و لج‌بازی نکنید؛ شاید با تغییر مسیر فرصت‌های خیلی بهتری نصیب‌تان شود.

 

 

منبع: چطور

حتما بخوانید:

سخت است دقیقا بخواهیم بگوییم چطور می‌شود که از فردی خوش‌مان می‌آید. شاید لبخند جذابش باشد، شاید خوش‌‌صحبتی طرف باشد، یا شاید هم فقط به این خاطر است که کنار او راحت هستیم؛ هرچه هست، فقط می‌دانیم که از او خوش‌مان می‌آید. اما محققان این حوزه، برخلاف بنده و شما، با پاسخ‌های این‌چنینی راضی نمی‌شوند؛ آنها سال‌هاست که تلاش می‌کنند تا عواملی را که باعث جلب‌توجه فردی به فرد دیگر می‌شود، دقیقا مشخص کنند.

آنچه در این مقاله می‌خوانید، بعضی از جذاب‌ترین یافته‌های محققان هستند که گرد آورده‌ایم. اگر می‌خواهید از زاویه‌ی جدیدی به دوستی‌های خود نگاه کنید، این مقاله را تا انتها بخوانید. در ضمن این یافته‌ها کمک‌تان می‌کنند تا روابط جدید بهتر و البته سریع‌تری هم با آدم‌های دیگر برقرار کنید.

۱. از حرکات شخص مقابل‌تان تقلید کنید

این استراتژی آینه‌کردن (mirroring) نامیده می‌شود که عبارت است از تقلید ماهرانه‌ی رفتار شخص مقابل. هنگام صحبت کردن با دیگران، تلاش کنید زبان بدن، حرکات و حالت‌های چهره‌ی آنها را تقلید کنید.محققان دانشگاه نیویورک، در سال ۱۹۹۹ اثر آفتاب‌پرست (Chameleon Effect) را مستند کردند. براساس اثر آفتاب‌پرست، آدم‌ها رفتار یکدیگر را به‌صورت ناخودآگاه تقلید می‌کنند.

محققان مذکور طی آزمایشی، ۷۲ زن و مرد را موظف به انجام کاری کردند. البته آنها یک نفر را هم در کنار هرکدام از ۷۲ نفر به‌عنوان همکار قرار دادند. این افرادِ همکار که درحقیقت برای محققان کار می‌کردند، دو دسته بودند؛ یا رفتار همکارشان را تقلید می‌کردند یا نمی‌کردند. محققان هم این تعاملات دوطرفه را فیلم‌برداری می‌کردند. در پایان این تحقیق، محققان از شرکت‌کننده‌ها خواستند میزان علاقه‌‌شان را به کسی که با آنها کار کرده بود بیان کنند.

همان‌طور که انتظار می‌رفت، شرکت‌کنندگانی که همکاران‌شان حرکات آنها را تقلید می‌کردند، بیشتر از آنها خوش‌شان آمده بود.

۲. اگر از کسی انتظار دارید با شما دوست شود، بیشتر اطرافش باشید

طبق اثر نمایش محض (Mere-Exposure Effect)، آدم‌ها کسانی را دوست دارند که آنها را بیشتر می‌شناسند.

 

در نمونه‌ای، به‌عنوان مصداق این موضوع، روان‌شناسان دانشگاه پیتزبورگ از چهار خانم خواستند تا نقش دانشجو را در کلاس روان‌شناسی آن دانشگاه بازی کنند. هرکدام از این چهار خانم تعداد دفعات مختلفی در کلاس حاضر شدند. وقتی محققان عکس این چهار نفر را به دانشجویان مرد کلاس نشان دادند، آنها خانمی را که بیشتر از بقیه در کلاس دیده بودند، بیشتر دوست داشتند؛ حتی با وجود آنکه با هیچ‌یک از این چهار نفر هیچ برخوردی هم نداشته‌اند.

۳. از دیگران تعریف کنید

آدم‌ها صفاتی را که شما برای توصیف دیگران در جمع استفاده می‌کنید، با شخصیت خودتان پیوند می‌دهند. این پدیده را انتقال خودبه‌خود ویژگی (Spontaneous Trait Transference) می‌نامند.

مطالعه‌ای در مجله‌ی روان‌شناسی شخصیتی و اجتماعی (Journal of Personality and Social Psychology) حاکی از آن است که «انتقال خودبه‌خود ویژگی» حتی زمانی که افراد می‌دانند فلان ویژگی ربطی به کسانی که درباره‌شان صحبت می‌کنند ندارد هم صادق است.

گرچن روبین، نویسنده‌ی کتاب «پروژه‌ی شادی» می‌گوید: «هرآنچه درباره‌ی دیگران می‌گویید، روی تصور دیگران از شما تأثیر می‌گذارد.»

اگر شخص دیگری را اصیل و مهربان توصیف کنید، دیگران شما را هم با همان صفات می‌شناسند. برعکسِ این هم صادق است. اگر مدام پشت‌سرِ دیگران بد بگویید، دوستان‌تان کم‌کم آن ویژگی‌های منفی را با شناخت‌شان از خودِ شما پیوند می‌دهند.

 

آدم‌ها صفاتی را که شما برای توصیف دیگران در جمع استفاده می‌کنید، با شخصیت خودتان پیوند می‌دهند. این پدیده را انتقال خودبه‌خود ویژگی (Spontaneous Trait Transference) می‌نامند.

مطالعه‌ای در مجله‌ی روان‌شناسی شخصیتی و اجتماعی (Journal of Personality and Social Psychology) حاکی از آن است که «انتقال خودبه‌خود ویژگی» حتی زمانی که افراد می‌دانند فلان ویژگی ربطی به کسانی که درباره‌شان صحبت می‌کنند ندارد هم صادق است.

گرچن روبین، نویسنده‌ی کتاب «پروژه‌ی شادی» می‌گوید: «هرآنچه درباره‌ی دیگران می‌گویید، روی تصور دیگران از شما تأثیر می‌گذارد.»

اگر شخص دیگری را اصیل و مهربان توصیف کنید، دیگران شما را هم با همان صفات می‌شناسند. برعکسِ این هم صادق است. اگر مدام پشت‌سرِ دیگران بد بگویید، دوستان‌تان کم‌کم آن ویژگی‌های منفی را با شناخت‌شان از خودِ شما پیوند می‌دهند.

۴. سعی کنید احساسات مثبت را به نمایش بگذارید

واگیر عاطفی (Emotional Contagion) شرایطی را توصیف می‌کند که افراد به‌شدت تحت‌تأثیر حالات دیگران هستند. براساس مقاله‌ای منتشرشده از دانشگاه اوهایو و دانشگاه هاوایی، آدم‌ها می‌توانند احساسات دوروبری‌های خود را به‌طور ناخودآگاه حس کنند.

نویسندگان این مقاله معتقدند این امر محتملی است، چون ما به‌طور طبیعی حرکات و حالات چهره‌ی دیگران را تقلید می‌کنیم، که این تقلید به‌نوبه‌ی خود باعث می‌شود چیزی شبیه به حس آنها را هم درون خودمان تجربه کنیم.

اگر می‌خواهید دیگران وقتی کنار شما هستند احساس خوبی داشته باشند، برای انتقال احساسات مثبت به آنها تلاش کنید.

۵. گرم برخورد کنید و شایستگی‌تان را به‌رخ بکشید

روان‌شناسان دانشگاه پرینستون و همکاران‌شان مدل محتوای کلیشه‌ای (Stereotype Content Model) را پیشنهاد کردند. این نظریه می‌گوید مردم دیگران را براساس گرمای وجود و شایستگی‌شان قضاوت می‌کنند.

بنابر این مدل، اگر بتوانید خودتان را به دیگران گرم نشان دهید، برای مثال دوستانه و غیررقابتی رفتار کنید، آنها احساس خواهند کرد که می‌توانند به شما اعتماد کنند. اگر شایسته به‌نظر برسید، برای مثال وضعیت اقتصادی یا تحصیلی خوبی داشته باشید، افراد تمایل بیشتری می‌یابند تا به شما احترام بگذارند.

ایمی کادی (Amy Cuddy)، روان‌شناس دانشگاه هاروارد می‌گوید، باید اول گرما و بعد شایستگی را نشان بدهید؛ به‌ویژه در مناسبات تجاری.

کادی در کتابش با عنوان حضور (Presence) می‌نویسد: «از دیدگاه تکاملی، انسان به‌منظور بقا باید بداند که آیا فلانی شایسته‌ی اعتمادش هست یا نه.»

۶. گاهی عیب‌های خود را آشکار کنید

بنابر اثر سرریز (Pratfall Effect)، افراد بعد از ارتکاب اشتباه، بیشتر از شما خوش‌شان می‌آید؛ اما فقط درصورتی‌که اعتقاد داشته باشند شما فرد شایسته‌ای هستید. آشکارکردن اینکه آدم کامل و بی‌نقصی نیستید، شما را در چشم اطرافیان‌تان واقعی‌تر و آسیب‌پذیرتر جلوه می‌دهد.

الیوت آرانسون، محقق دانشگاه تگزاس در آستین، برای نخستین بار وقتی متوجه این موضوع شد که روی تأثیر اشتباهات ساده بر حس جاذبه مطالعه می‌کرد. او از دانشجویان پسرِ دانشگاه مینه‌سوتا خواست به صدای ضبط‌شده‌ی کسانی گوش دهند که مشغول امتحان دادن بودند.

وقتی افراد مربوط امتحان را به‌خوبی پشت سر می‌گذاشتند، اما در انتهای مصاحبه فنجان قهوه را واژگون می‌کردند، دانشجویان امتیاز بیشتری به دوست‌داشتنی‌بودن آنها می‌دادند، اما وقتی امتحان را خوب می‌دادند، ولی قهوه‌ای نمی‌ریختند، یا امتحان را بد می‌دادند و قهوه را می‌ریختند، امتیاز کمتری می‌گرفتند.

۷. روی ارزش‌های مشترک تأکید کنید

طبق مطالعه‌ای قدیمی از تئودور نیوکامب، مردم بیشتر جذب کسانی می‌شوند که شبیه خودشان هستند. این پدیده به اثر جاذبه‌ی شباهت (Similarity-Attraction Effect) معروف است. نیوکامب در آزمایش خود، نگرش موردهای آزمایشی‌اش را نسبت به موضوعات بحث‌برانگیزی همچون سیاست ثبت کرد. سپس آنها را برای زندگی مشترک در کنار هم به خانه‌ای برد که متعلق به دانشگاه میشیگان بود.

آنها در پایان مدت اقامت‌شان، هم‌خانه‌ایِ خود را با وجود نگرش‌های مشابهی نسبت به موضوعات ثبت‌شده بیشتر دوست داشتند.

جالب اینکه مطالعه‌ی جدیدتری از محققان دانشگاه ویرجینیا و دانشگاه واشینگتن در سنت لوئیس حاکی از آن است که سربازان نیروی هوایی که ویژگی‌های شخصیتی منفی مشابهی با هم دارند، بیشتر از سربازانی که ویژگی‌های مشابه مثبت دارند، از یکدیگر خوش‌شان می‌آید.

۸. آنها را لمس کنید

لمس زیرآستانه‌ای (Subliminal Touching) زمانی رخ می‌دهد که شما فرد مقابل را طوری لمس می‌کنید که حتی خودش هم متوجه نمی‌شود. از مثال‌های چنین لمس‌هایی می‌توان به ضربه‌ی آرامی اشاره کرد که در دیدارهای دوستانه به پشت طرف مقابل می‌زنید، یا لمس کردن بازوی کسی هنگام صحبت‌کردن؛ چنین لمس‌هایی باعث می‌شوند طرف مقابل حس خوشایندتری نسبت به شما داشته باشد.

در مطالعه‌ای فرانسوی، مردان جوانی گوشه‌های خیابان می‌ایستادند و با خانم‌های عابر صحبت می‌کردند. نرخ موفقیت این مردان جوان در برقراری ارتباط، وقتی هنگام صحبت‌کردن به‌جای صرفا ایستادن، بازوی آنها را هم به‌آرامی لمس می‌کردند، دو برابر می‌شد.

مطالعه‌ای در دانشگاه می‌سی‌سی‌پی و کالج رودز، اثرات لمس را روی مقدار انعام پیشخدمت‌هایی که دست یا شانه‌ی مشتری‌ها را هنگام برگرداندنِ باقی پول لمس می‌کردند، بررسی کرد. در این آزمایش مشخص شد، پیشخدمت‌هایی که چنین کاری می‌کردند، انعام بسیار بیشتری نسبت به کسانی که چنین ارتباطی با مشتریان‌شان نداشتند، دریافت می‌کردند.

۹. لبخند بزنید

در مطالعه‌ای در دانشگاه وایومینگ، تقریبا ۱۰۰ دانشجوی دختر دوره‌ی کارشناسی به عکسِ خانم دیگری در یکی از این چهار حالت نگاه کردند: با لبخند در وضعیتی که ریلکس نشسته، با لبخند و دست‌به‌سینه، بدون لبخند در وضعیت ریلکس یا بدون لبخند و دست‌به‌سینه. نتایج این مطالعه نشان دادند که خانمِ داخل تصویر زمانی بیشتر موردعلاقه‌ی بقیه بود که لبخند بر لب داشت؛ صرف‌نظر از اینکه وضعیت بدنش چگونه باشد.

اخیرا هم محققان دانشگاه استنفورد و دانشگاه دویسبورگ اسن متوجه شدند، دانشجویانی که صرفا از طریق اینترنت با هم در ارتباط هستند و فقط تصویر پروفایل یکدیگر را می‌بینند، هرچه آن تصویر پروفایل لبخند بزرگ‌تری را به نمایش بگذارد، حس مثبت‌تری نسبت به ارتباط با شخص مربوط دارند.

مطالعه‌ی دیگری هم حاکی از آن است که اگر در اولین ملاقات با کسی لبخند بزنید، می‌توانید اطمینان داشته باشید که او بعدا شما را به یاد خواهد آورد.

۱۰. شخص مقابل را طوری ببینید که خودش دوست دارد دیده شود

افراد دوست دارند طوری دیده شوند که با باورهایشان درباره‌ی خودشان هم‌راستاست. نظریه‌ی خودآزمایی (Self-Verification Theory) این پدیده را تشریح می‌کند. همه‌ی ما به‌دنبال تأیید دیدگاه‌های خود هستیم، چه مثبت باشند و چه منفی.

طی مجموعه مطالعاتی در دانشگاه استنفورد و دانشگاه آریزونا، از شرکت‌کنندگانی با دیدگاه‌های مثبت و منفی نسبت به خودشان، پرسیده شد بیشتر دوست دارند با افرادی ارتباط داشته باشند که دیدی مثبت نسبت به ایشان دارند یا منفی؟

شرکت‌کنندگانی که دید مثبتی نسبت به خود داشتند، افرادی را ترجیح دادند که دید سطح بالاتری نسبت به آنها داشته باشند، اما کسانی که دید منفی نسبت به خود داشتند، منتقدان را ترجیح می‌دادند. بنابراین احتمالا آدم‌ها دوست دارند با کسانی ارتباط برقرار کنند که در راستای شناخت آنها از هویت خودشان بازخوردی ارائه می‌کنند.

تحقیق دیگری حاکی از آن است که وقتی باورهای آدم‌ها درباره‌ی ما موازی با باورهای خودمان است، روابط‌مان با آنها جریان بهتری می‌یابد. احتمالا به این خاطر است که حس می‌کنیم ما را می‌فهمند، که همین از دلایل صمیمیت محسوب می‌شود.

۱۱. رازی را با آنها در میان بگذارید

خودافشاگری (Self-Disclosure) یکی از بهترین تکنیک‌های ایجاد رابطه است.

در مطالعه‌ای به سرپرستیِ محققان دانشگاه ایالتی نیویورک در استونی بروک، مدرسه‌ی عالی روان‌شناسی خانواده‌ی کالیفرنیا، دانشگاه کالیفرنیا، سانتا کروز و دانشگاه ایالتی آریزونا، دانشجویان در قالب گروه‌های دونفره درآمدند و به آنها گفته شد ۴۵ دقیقه صرف شناخت یکدیگر کنند.

محققان به برخی از گروه‌های دونفره تعدادی سؤال دادند که بسیار عمیق و شخصی بودند. برای مثال، یکی از سوالاتِ معمولی این بود: «نظرت درباره‌ی رابطه‌ات با مادرت چیست؟» به بقیه‌ی گروه‌های دونفره سوالاتی از جنس سؤالات روزمره داده شد. برای مثال، یکی از سؤالات این بود: «کدوم تعطیلات رو خیلی دوست داری؟ چرا؟»

در پایان این آزمایش، دانشجویانی که سؤالات شخصی‌تر پرسیده بودند، احساس خیلی نزدیک‌تری به یکدیگر داشتند تا دانشجویانی که حرف‌های روزمره زده بودند.

خود شما هم می‌توانید این تکنیک را برای شناخت شخص دیگری به‌کار بگیرید. برای مثال، می‌توانید با سؤالات آسان شروع کنید (مثل آخرین فیلمی که دیده است) و بعد کم‌کم به سؤال درمورد کسانی برسید که در زندگی‌شان اهمیت زیادی دارند. وقتی اطلاعات صمیمانه‌ای را با کسی به‌اشتراک می‌گذارید، احتمال بیشتری دارد که خودش را به شما نزدیک احساس کند و در آینده هم به شما اعتماد بیشتری بکند.

۱۲. نشان دهید که رازشان را هم نگه می‌دارید

محققان دانشگاه فلوریدا، دانشگاه ایالتی آریزونا و دانشگاه مدیریت سنگاپور در دو آزمایش نشان دادند که افراد هم برای اعتمادکردن و هم معتمدبودن در روابط‌شان، ارزش زیادی قائل هستند.

ثابت شد که وقتی افراد دوست ایده‌آل یا حتی کارمند ایده‌آل خود را در ذهن‌شان به تصویر می‌کشند، این دو ویژگی از اهمیت زیادی برخوردارند.

سوزان دگز وایت از دانشگاه ایلینوی شمالی می‌گوید: «معتمدبودن از چندین جزء تشکیل شده، ازجمله صداقت، قابلیت اعتماد و وفاداری. اگرچه تک‌تکِ اینها در روابط موفق مهم هستند، صداقت و قابلیت اعتماد مهم‌ترین ویژگی‌ها در قلمروی دوستی محسوب می‌شوند.»

۱۳. شوخ‌طبعی خود را نشان دهید

تحقیقی از دانشگاه ایالتی ایلنوی و دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در لس‌آنجلس حاکی از آن است که صرف‌نظر از اینکه افراد به دوست خوبی فکر می‌کردند یا همسری ایده‌آل، در هر صورت شوخ‌طبعی از اهمیت زیادی برخوردار است.

مطالعه‌ی دیگری از محققان در دانشگاه دوپال و دانشگاه ایالتی ایلنوی نشان داد که وقتی برای نخستین بار با کسی آشنا می‌شوید، شوخی‌کردن باعث می‌شود طرف مقابل بیشتر از شما خوشش بیاد. در حقیقت، این مطالعه عنوان کرد که سرگرمی‌های طنزآمیز (مثل اینکه چشم کسی را ببندید و به او یاد بدهید که مثلا چگونه برقصد!) می‌توانند جذابیت عاطفی را هم افزایش دهند.

۱۴. به او اجازه بدهید درباره‌ی خودش صحبت کند

محققان دانشگاه هاروارد اخیرا متوجه شده‌اند که صحبت درباره‌ی خود، می‌تواند ذاتا رضایت‌بخش باشد، همان‌طور که غذا و پول چنین هستند.

در مطالعه‌ای، محققان از شرکت‌کنندگان خواستند در یک دستگاه تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) بنشینند و به سؤالاتی درباره‌ی دیدگاه‌های خودشان یا دیدگاه‌های دیگران پاسخ بدهند. از شرکت‌کنندگان خواسته شده بود یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستان‌شان را هم با خود بیاورند. این شخص صرفا کنار دستگاه fMRI می‌نشست. در بعضی موارد، به شرکت‌کنندگان گفته شده بود که پاسخ‌هایشان به آن دوست یا عضو خانواده به‌اشتراک گذاشته خواهد شد؛ در بقیه‌ی موارد، پاسخ‌ها محرمانه حفظ می‌شدند.

نتایج نشان دادند وقتی شرکت‌کنندگان اطلاعات را به‌طور عمومی مطرح می‌کردند، آن قسمت‌هایی از مغز که با انگیزش و پاداش ارتباط داشتند، فعال‌تر بودند، اما وقتی درباره‌ی خودشان هم صحبت می‌کردند، درحالی‌که هیچ شنونده‌ای حضور نداشت، باز هم فعال بودند.

به‌عبارت دیگر، اگر به‌جای آنکه مدام درمورد خودتان حرف بزنید، به طرف مقابل اجازه بدهید داستان‌هایی از زندگی خودش را برای‌تان تعریف کند، خاطرات مثبت‌تری از این معاشرت در ذهن او به‌ جا می‌گذارید.

۱۵. کمی آسیب‌پذیر باشید

جیم تیلور از دانشگاه سان فرانسیسکو می‌گوید صراحت عاطفی یا در مقابل آن، کمبود این حس است که شکل‌گیری یا شکل‌‌نگرفتن رابطه بین دو نفر را تشریح می‌کند.

با‌این‌حال تیلور می‌گوید: «البته صراحت عاطفی، ریسک آسیب‌پذیری خود در مقابل دیگری را هم به‌دنبال دارد و شما نمی‌دانید آیا طرف مقابل این را می‌پذیرد و او هم خودش را بروز می‌دهد، یا دست رد به سینه‌ی صداقت شما می‌زند و برخورد دیگری نشان می‌دهد.»

شاید این ریسک ارزشش را داشته باشد. همان مطالعه‌ی مربوط به دانشگاه ایالتی ایلنوی و دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در لس‌آنجلس که در بالا به آن اشاره شد، عنوان می‌کند که روشنی و صراحت، ویژگی‌های مطلوب و مهمی در افراد ایده‌آلی هستند که با آنها معاشرت می‌کنیم. فرقی نمی‌کند این طرف مقابل، صرفا یک دوست باشد یا همسر آینده!

مطالب مرتبط:

۱۶. با رفتارتان نشان بدهید که از او خوش‌تان می‌آید

مدتی است روان‌شناسان از پدیده‌ای صحبت می‌کنند با نام «تقابل دوست‌داشتن» (reciprocity of liking). این پدیده می‌گوید اگر فکر کنیم کسی ما را دوست دارد، ما هم او را دوست خواهیم داشت.

برای مثال در مطالعه‌ای مربوط به سال ۱۹۵۹ میلادی که در مجله‌ی روابط انسانی (Human Relations) به چاپ رسید، به بعضی شرکت‌کنندگان در یک بحث گروهی گفته شده بود که فلانی و بهمانی نسبت به آنها ابراز علاقه کرده‌اند. محقق این افراد را به‌طور تصادفی انتخاب کرده بود.

بعد از اتمام بحث، شرکت‌کنندگان نشان دادند کسانی که بیشتر از بقیه دوست‌شان داشتند، همان‌هایی بودند که گفته شده بود به ایشان ابراز علاقه کرده‌اند.

اخیرا محققان دانشگاه واترلو و دانشگاه منیتوبا متوجه شدند وقتی از دیگران انتظار داریم ما را بپذیرند، رفتار گرم‌تری نسبت به آنها داریم، در نتیجه شانس دوست‌داشته‌شدن از طرف ایشان را بسیار بالاتر می‌بریم. بنابراین حتی اگر مطمئن نیستید طرف مقابل‌تان چه حسی نسبت به شما دارد، طوری رفتار کنید که انگار از او خوش‌تان می‌آید، احتمالا او هم از شما خوشش خواهد آمد.

منبع:thisisinsider

منبع:چطور

مطالب مرتبط:

بسیاری از ما پول زیادی را صرف خرید محصولات مراقبت از مو می‌کنیم و توجه‌ ویژه‌ای به نکات مربوط به روش‌های نگه‌داری صحیح از مو داریم، زیرا مو عضوی از بدن است که زیبایی صورت را تکمیل می‌کند. هرقدر مو سالم‌تر باشد، طبیعتا وقتی بلند می‌شود، ظاهر زیباتری خواهد داشت. اما اگر موها ضعیف و شکننده باشند، چه در حالت کوتاه و چه در حالت بلند ظاهر جذابی نخواهند داشت. در ادامه قصد داریم به معرفی ۱۱ باور اشتباه در مورد موها که مانع داشتن موهای زیبا و بلند می‌شود، بپردازیم.

 

حتما بخوانید:

هر روز حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ عدد تار مو می‌ریزد. اما موی انسان سالی دو بار، معمولا بهار و پاییز، وارد «فاز تِلوژِن» یا «فاز استراحت فولیکول مو» می‌شود. طی این مرحله، حجمی از مو می‌ریزد و سپس در مرحله‌ی بعدی، یعنی فاز آناژِن، موی جدید در فولیکول‌های خالی‌شده می‌روید. ریزش مو وقتی نگران‌کننده است که بیش از دو بار در سال و طولانی‌تر از یک ماه باشد که در این‌صورت باید به متخصص پوست‌ومو مراجعه کنید.

۲. بعضی شامپوها باعث افزایش سرعت رشد مو می‌شوند
حتی قوی‌ترین داروهای هورمونی نیز نمی‌توانند سرعت تقسیم سلولی را بالاتر ببرند. به‌همین علت، هیچ شامپویی هم قادر به افزایش سرعت رشد مو نیست. هر تار مو معمولا یک سانتی‌متر در ماه رشد می‌کند، اما سرعت رشد مو به‌طور کلی پدیده‌ای ژنتیکی است.

۳. سشوار به مو آسیب می‌زند

سشوار و سایر لوازم حرارتی مو فقط زمانی به موها آسیب می‌زنند که مستقیما روی موها استفاده شوند. اما اگر از محصولات مراقبتی مو مانند فوم یا اسپری محافظ حرارتی استفاده کنید، دیگر نیازی به نگرانی نیست.

۴. شامپو و نرم‌کننده را باید به همه‌جای مو زد

در واقع، شامپو شوینده‌ی پوست سر است و نه مو. به‌همین علت شامپو را باید به ریشه‌ی مو زد و همان کفی که حین آب‌کشی به ساقه‌‌ی موها می‌خورد، برای تمیزشدن کل ساقه‌ی مو کافی است. اما برعکس، نرم‌کننده را باید فقط به ساقه‌ی مو زد. ریشه‌‌ی مو به‌طور طبیعی سالم‌تر از ساقه‌هاست و زودتر هم چرب می‌شود. پس دیگر نیازی به اثر مرطوب‌کنندگی نرم‌کننده‌ روی ریشه‌‌ها نیست.

۵. کوتاه‌کردن مو باعث افزایش سرعت رشد مو می‌شود

کوتاه‌کردن مو هیچ تأثیری روی سرعت رشد مو ندارد، زیرا مو از ریشه رشد می‌کند و نه از قسمت انتهایی ساقه. به‌علاوه برخلاف تصور عموم، تراشیدن سر موجب پرپشتی مو نمی‌شود، زیرا تعداد فولیکول‌های مو در هر فردی به مسائل ژنتیکی بستگی دارد.

۶. اصلاح موی کودکان تا قبل از یک‌‌سالگی باعث افزایش ضخامت تار مو می‌شود

موی کودکان شبیه کرک است و اغلب اوقات رنگ‌دانه‌ ندارد. اگر موی کودک‌تان را بزنید، مو با حالتی شبیه موی بزرگسالان شروع به رشد می‌کند و به‌همین علت اشتباها تصور می‌شود که تار موی کودک ضخیم‌تر شده است، درحالی‌که چه موی کودک‌تان را تا قبل از یک‌سالگی بزنید و چه نزنید، درهرصورت موی سرش ضخیم‌تر و پرپشت‌تر خواهد شد.

۷. کراتینه‌کردن مو ضرری ندارد

فرمول ماده‌ای که جهت کراتینه‌کردن یا همان صاف‌کردن مو استفاده می‌شود، طی سال‌ها تقویت شده است. این ماده در ابتدا حاوی فرمالدهید بود که در کالبدشکافی مصرف داشت. اما امروزه در فرمول کراتینه‌های صافی همان ترکیباتی دیده می‌شود که در گذشته جهت فرکردن مو با مواد کاربرد داشتند. بنابراین کراتینه‌‌کردن موها جهت صافی روش مناسبی در مراقبت از موها نیست، بلکه بیشتر یک روش آرایشی برای افزایش زیبایی ظاهری مو محسوب می‌شود تا یک روش مراقبتی.

۸. بلوندها موهای کم‌پشت‌تری دارند

مطالعات نشان داده است که اتفاقا موهای بلوندها از کسانی که موهای طیف قهوه‌ای و قرمز دارند، پرپشت‌تر ولی نازک‌تر است. به‌همین دلیل موبلوندها نمی‌توانند ادعایی درمورد ضخامت موهایشان داشته باشند. این در حالی است که موقرمزها موهای خیلی کم‌پشتی دارند، اما موهایشان ضخیم‌ترین و محکم‌ترینِ موهاست و به‌دلیل همین ویژگی‌ها، موهایشان سالم و سرحال به‌نظر می‌رسد.

۹. مدل دم‌اسبی یا گوجه‌ای باعث ریزش مو می‌شود

ادامه مطلب

ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد